درست یا غلط

جوون که بودم به خواهرک حسادت میکردم. دبیرستانی که بود هیکلی شبیه به مانکن ها داشت. تناسب کامل بین اندازه ی شونه و کمر و لگن و دست و پاهای پر و قشنگ. 

من اما از بچگی استخوان بندی درشتی داشتم. با وجود لاغر بودن اما زیبایی که در هیکل خواهرک بود یه چیز دیگه ای بود کهدمن  نداشتم. من دست و پاهای باریک و لگن و شونه های پهن داشتم. خواهرک دست و پاهای پر و کشیده و لگن و شونه های کوچیک و ظریف.

اما سالهاست خواهرک با هله هوله خوری اون هیکل زیبا رو از دست داده! این اواخر که خیلی چاق شده! کاملا تپل شده. تغذیه غلطی هم داره. مدام چیپس و غذاهای سرخ کردنی. چربی خونش بالا رفته و در این وضعیت اخلاقا هم بسیار تغییر کرده. 

دختر شاد خونواده دائم در حال ایراد گرفتن از این و اونه!

دائم حرص بی خود میخوره!

دائم به همه چیز و همه کس غر میزنه! 

افکار منفی داره!

فکر میکنه بقیه خوش هستند و فقط مواقع گرفتاری سراغ اون و مامان میان.

امروز داشت در مورد یه هنرپیشه حرف میزد که گفت طرف خیلی چاقه! 

گفتم: چاق نیست که! 

گفت: چرا هست! ببین چه شکمی داره!

گفتم: تو مگه خودت شکم نداری که به همه ایراد میگیری! 

گفت: من که هنرپیشه نیستم!

ناگهان مادر خانم گفت: چرا اینقدر بهش گیر میدی! از وقتی اومدی بهش میگی چرا اینقدر میخوری! چرا چاق شدی! و ...

گفتم: من همش سه بار گفتم. اونهم وقتی خودش به دیگران ایراد گرفت! این الان سنی نداره باید مراقب سلامتیش باشه! 

مادر خانم گفتند: هر کسی خودش میدونه چجوری زندگی کنه! بهش گیر نده! 

خوب در شرایطی که خواهرک میشینه پشت سر برادر و فامیل (و مطمئنا من) حرف میزنه و بد میگه و مادر خانم هیچی نمیگه و تائیدش میکنه که یه وقت ناراحت نشه،

در شرایطی که با وجود چاق و بی قواره شدن از ریخت و هیکل دیگران ایراد میگیره و مادر به جای راهنمایی کردنش و اجازه ندادن به تکرار این رفتار، شنونده ی خوبیه و گاها حرف های خواهرک رو تائید هم میکنه؛

چه توقعی میتونم داشته باشم! 

وقتی دو نفری کنار هم مینشینند و حرف های اشتباه همدیگر رو تائید میکنند؛ خوب معلومه که روز به روز رفتارهای اشتباهشون بیشتر میشه! 

مامانم اصلا به این فکر نمیکنه که یه روزی خدای نکرده اگه نباشه کی حوصله ی این دختر لوس شده ی منفی باف و پرتوقع رو میتونه داشته باشه! 

من این شرایط رو در اکثر مادرها و دخترانی که ازدواج نکردند و تنها کنار مادرشون زندگی میکنند دیدم! 

یک رابطه ی غلط که داره دو نفر رو به بیراهه میکشونه! 

*****

تصمیم گرفتم دیگه در مورد هیچ کدوم از کارهاشون نظر ندم. هرچند اونقدر گاهی نگرانشون میشم که کنترل زبانم سخت میشه!

*****

من معتقدم به جای ایراد گرفتن از رفتار و ظاهراطرافیانمون باید در جهت اصلاح اشتباهاتمون  بربیاییم.

دیگران رو مسخره نکنیم! اگر چاق، قد کوتاه، خیلی قد بلند، لا غر یا زشت هستند یا نقصی در بدنشون هست به جای اینکه ایراد بگیریم کمی در خودمون دقت کنیم و نواقص خودمون رو ببینیم و سعی کنیم اگر میتونیم برطرفشون کنیم!

****

اگر یکی از نزدیکانتون که مطمئن هستید شما رو دوست داره، رفتار اشتباهتون رو به شما تذکر میده، فورا جبهه نگیرید و فکر نکنید داره بهتون ایراد میگیره! گاهی اوقات سلامتی شما و زندگی کردن به شیوه ای صحیح و شاد بزرگترین آرزوی خواهر یا برادر یا پدر و مادر شماست! اگر خواهر بزرگتر، اشتباه شما رو به شما تذکر نده پس چه کسی این کار رو بکنه؟! 

وقتی من میبینم افکار منفی مثل تار عنکبوت دور ذهن خواهرک تنیده شده و اجازه ی زندگی شاد رو از اون گرفته آیا نباید بهش تذکر بدم که خودش رو از این افکار خلاص کنه! 

وقتی میبینم با تغذیه اشتباه، سلامت و تناسب اندامش رو به خطر انداخته، آیا نباید بهش تذکر بدم؟!

وقتی میبینم گاهی کوچکتر و بزرگتر یادش میره و اشتباه برخورد میکنه آیا نباید بهش تذکر بدم؟!

****

فکر کنم نباید این کار رو بکنم!!!!!



منبع این نوشته : منبع
خواهرک ,ایراد ,تذکر ,نباید ,زندگی ,مادر ,تذکر بدم؟ ,ایراد میگیره ,دیگران ایراد ,مادر خانم ,ایراد گرفتن